
صبح درحالی که بخاطر شدت ابر هوا هنوز نیمه روشن بود از خواب پریدم، بعله خواب مونده بودم و ساعت هفت و ربع بود. البته بخاطر اوضاع کرونایی و عدم ثبت اثر انگشت یکم دیرتر رسیدن مشکلی نداشت، اما نمیخواستم خیلی دیر برسم که به عنوان سواستفاده از موقعیت حساب بشه. بدو بدو بلند شدم در حالی که یک طرف سرم درد خفیف داشت، خداروشکر از علایم سرماخوردگی دیشب خبری نبود، اما به شدت خمار بودم. اول تصمیم گرفتم صبونه همون کیکی که دیروز خریده بودم رو ببرم و فلاسک خالی هم ببرم و سرکار بگم برام اب جوش بیارن. اما به این فک...
ادامه مطلب