بعد مدت ها که کلی انرژی تخلیه نشده و کلی جیغ نزده داشتم امروز عاااالی بود... نمی دونم چرا اینقدر ترسو شدم، قبلا چیزی وجود نداشت ک بترسم و امتحان نکنم ولی امروز ترسیدم...
قبل سوار شدن ب هر وسیله ای استرسشو داشتم البته بنظرم یک دلیلش بیحفاظ بودن و استرس پرت شدن بود ![]()
شش تا دست با چهارتا دستگیره روی تیوب و اون همه سرعت و شدت... خب ترسناکه واقعا
موقع پایین اومدم قشنگ حس میکردی کله ت جا موند ![]()
اینقدر جییییییغ زدم، انقدر گفتم غلط کردم ![]()
البته نصف جیغا بخاطر هیجان دادن ب موضوع بود ![]()
در قسمت تلاش برای خوابیدن روی اب ک فاجعه امیز بودم، نصب اب استخر رو خوردم
داشتم تو عمق یک و نیم متری سارا رو هم با خودم غرق میکردم
واجبه برم شنا یاد بگیرم ![]()
کلا اولین بارم بود ک میرفتم استخر، عقب مونده هم خودتی ![]()
اگرچه آخرش ضدحال بود اما در کل عالی بود ![]()
ما را در سایت یک رد پای تلخ دیگر دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 91