
بعله با يك شكلك عصباني اين متنو شروع مي كنم ...
تا همين سه هفته پيش تو زندگي من هيچي معلوم نبود
طوري كه از برنامه ريزي خبري نبود و فقط فكر بود و فكر ...
و وقتي اتفاقي افتاد كه ميرفت تكليف زندگي و آينده مو معلوم كم كنه
كه من بتونم با خيال راحت برنامه ريزي كنم
گند خورد به برنامه ريزي هاي من ...
ديگه اصلا نمي تونم بگم چقد پول لازم داريم تا فلان كار رو انجام بديم ...
اصلا نمي تونم فكر كنم عايا مي تونيم خواسته هاي دلمون رو انجام بديم ...
ديگه بنظرم برنامه ريزي كردن خنده داره ...
منم جزء دسته آدم هايي ام كه علاقه شديدي به برنامه ريزي دارم
و الان يجورايي همه چي رو اعصابمه!

ما را در سایت یک رد پای تلخ دیگر دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 90